تبلیغات
من انقلابی میمانم - پدر و پسر
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 28 آذر 1392

پدر کودک رو بغل کرد و تو آغوش گرفت.

کودک هم می خواست پدر رو بلند کنه ولی نتونست. با خود گفت: حتماً چند سال بعد می تونم.

بیست سال بعد پسر تونست پدر را بلند کنه. پدر سبک بود.

به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان....




برچسب ها: شهدا، دفاع مقدس، نامه، دلنوشته،
ارسال توسط منصور خسروی
آرشیو مطالب
دوستان
نوای عشق
طراح قالب
پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم